پرورش صحیح فرزندان سنگ بنای جامعه پیشرو
1390/2/23انسانها سازنده اجتماعات انسانی می باشند و سلامتی و شادکامی آنها متضمن جامعه ای سالم و پیشرو است. چنانچه در صد بالایی از مردم یک جامعه دچار گرفتاریها و ناراحتیهای روانی باشند، رشد و ترقی آن جامعه با مشکل روبروی می شود.
روانشناسان معتقدند ریشه بسیاری از مشکلات روانی امروز افراد در دوران کودکی نهفته است. پدران و مادران دلسوز ولی ناآگاه و کم دان برخی موارد بزرگترین آسیبها را به فرزندان خود وارد می کنند. متاسفانه بسیاری از والدین اطلاعی از نحوه صحیح پروش و تربیت فرزندان خود ندارند.
دوران تولد تا سه سالگی در انسان دوران مهم و خطیری می باشد و رفتار ناصحیح با فرزندان می تواند موجب اختلالات رفتاری کودک در آینده گردد. رفتارهای ناصحیح پدران و مادران می تواند موجب افسردگی، اضطراب، وسواس، خود بزرگ بینی و ... در سالهای بزرگسالی فرزندانشان گردد.
بسیاری از رفتارها که به نظر برخی از والدین بسیار عادی است در حقیقت لطمات جبران ناپذیری را به فرزندان وارد می کند. در حقیقت بسیار از مشکلات و دردسرهای که والدین در برخورد با فرزندانشان را دارند ریشه در پرورش غلط کودکان در دوران خردسالی دارد و در سنین بالاتر نیز همواره موجب جدال و درگیری بین فرزندان و والدین می گردد.
آگاهی از راه و رسم درست تربیت فرزندان که لازمه آن مطالعه چند کتاب و یا گوش کردن چند cd می باشد، می تواند از بروز بسیار از مشکلات در آینده فرزندان جلوگیری نماید و کمک نماید فرزندانی سالمتر و موفقتر داشته باشیم.
به عقیده من یکی از بهترین مراجع و آموزش ها مجموعه "پرورش، تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان" اثر دکتر فرهنگ هلاکوئی می باشد که به خوبی مراحل رشد کودکان را از زمان تولد تا 19 سالگی تشریح نموده و به والدین گرامی نحوه صحیح پرورش و تربیت فرزندان را آموزش می دهند.
والدین عزیز و یا زوجهای جوان که قصد فرزند دار شدن دارند به راحتی با جستجوی عبارت "پرورش، تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان دکتر هلاکوئی" در گوگل می توانند این مجموعه ارزشمند را بیابند و آن را تهیه نمایند.
باشد که با پرورش فرزندان و خانوادهای سالم و شاداب، ایرانی پیشرفته و سرفراز بسازیم
ادامه مطلب
بدانيم كه ما ميتوانيم و ميشود
1390/1/19دوستي پيامي براي من گذاشته بود به اين شرح :
تو دیگه چه دلت خوشه! مایی که تو این مملکت هیچ کاره ایم چیکار میتونیم بکنیم!
از نظر اين دوستمون سپاسگزارم. پرسش خوبي پرسيدند.
شما فرموديد در اين مملكت هيچ كاره ايم و چيكار مي توانيم بكنيم ؟
نكته اول اين است كه ما هيچ كاره نيستيم. ما به عنوان عضوي از جامعه و يك انسان توانايي انجام كارهاي زيادي را داريم.
اولين كاري كه هر كس مي تواند انجام دهد اين است كه دانش و توانايي خود را افزايش دهد.
ما ميتوانيم با مطالعه، بررسي، كسب تجربه در زمينه تخصصي خود، به فردي آگاه و دانا تبديل شويم. آنگاه مي فهميم چكاره هستيم و چه كارهاي بزرگي را ميتوانيم انجام دهيم.
ما ميتوانيم براي خود زندگي همراه با آرامش و رفاه فراهم كنيد.
ما ميتوانيم به رشد آگاهي اطرافيان، دوستان، همكاران و هم وطنان خود كمك كنيم و كمك كنيم اين دنيا جاي بهتري براي زندگي باشد.
ما ميتوانيم در شرايط اطراف خود موثر باشيم و موجب آباداني ميهن خود شويم.
تنها كسي كه مي تواند مانع پيشرفت ما شود ، خومان هستيم كه با ناميدي و ياس جلوي پيشرفت خود را ميگيريم و اگر اعتقاد به موفقيت داشته باشيم هيچ كس نميتواند ما را از رسيدن به موفقيت باز دارد.
قدرتهاي انسان بسيارند ولي اگر ما تواناييها و استعدادهايي كه آفريدگار مهربان در اختيار ما قرار داده را ناديده بگيريم شايد فكر كنيم هيچ كارهايم. در حاليكه خداوند ما را آفريده و به ما قدرت انديشه بخشيده تا در جهان با سرافرازي و خوشبختي زندگي كنيم. زمانيكه ما از انديشه و استعدادهايي كه نعمتهاي الهي است، بهره ميگيريم و با تلاش و جديت به دنبال كسب دانش، شناخت خود و استعدادهاي خود، مطالعه، تحقيق درباره موضوعات و ارتقا دادن تواناييهاي خود ميرويم، چنان كارهاي شگفت انگيزي انجام ميدهيم كه جهانيان را به شگفتي وا ميداريم.
خوشبختانه بزرگترين موهبت كه قدرت انديشه است نزد همه ما به وديعه گذاشته شده و همه كس ميتوانند با استفاده از آن به خوشبختي و كامروايي برسند.
در واقع همه ما معدن طلايي داريم كه بي انتهاست فقط بايد آن را كشف كنيم و سپس از آن استفاده كنيم. معدن طلاي ما فكر ماست.
سپس مهمترين عامل باور انسان است.
اگر باور داشته باشيم همه تصميمات زندگي ما توسط ديگران گرفته ميشود و ما نميتوانيم هيچ كاري كنيم و فقط بايد تسليم مشكلات شويم ، خوب مسلما زندگي تلخي براي خود رقم ميزنيم و هيچ گاه نمي توانيم زندگي خوبي براي خود و اطرافيان خود فراهم كنيم.
ما بايد باور داشته باشيم كه ميتوانيم و ميشود و با تمام قدرت در راه رسيدن به خواسته هاي خود كوشش نماييم.
ايمان به خود و تواناييهاي خود و داشتن عزت نفس يكي از مهمترين ابزار ما براي پيروزي بر مشكلات و ناملايمات زندگي ميباشد.
پس نخست خود را باور كنيد و بدانيد شما قادر به انجام كارهاي بزرگي هستيد.
سپس آگاهي و دانش خود را افزايش دهيد. كتاب بخوانيد، درباره مسايل اطراف خود اطلاعات كسب كنيد تا ديد خود را به جهان باز كنيد و راههاي موفقيت را بهتر ببينيد.
در گام بعد با تمام قدرت در راه هدف خود به كوشش و تلاش بپردازيد و موفقيت را به دست بياوريد.
پيروزيها و كاميابيها در انتظار شما هستند. پس شما هم به استقبال آنها برويد.
ادامه مطلب
ممكن است شما روزي در حال گذر از مسيري باشيد. در حال راه رفتن هستيد كه به ديواري ميرسيد كه راه را بسته است است. چه ميكنيد؟ راه ديگري را انتخاب ميكنيد؟ باز ميگرديد؟ دنبال در ميگرديد؟
اگر آن ديوار در نداشت چه ميكنيد؟
زندگي مانند سفريست كه همه ما آن را ميگذرانيم. هر كس راهي را انتخاب ميكند و در هر راهي موانعي مانند ديوار وجود دارد. بعضي مسيرها موانع سستي دارند و برخي از راهها موانعي مانند يك ديوار بلند و مستحكم دارند.
در حقيقت مشكلاتي كه ما در زندگي داريم همانند ديوارها، پيشرفت ما را براي رسيدن به هدف با سختي همراه ميكنند. شماره و بزرگي موانع چندان مهم نيست. بلكه برخورد ما با سختيها مهم است. برخي از افراد هنگام رسيدن به ديوارها بدون تلاش چنداني براي گذشتن از ديوار، از ادامه مسير نا اميد ميشوند و باز ميگردند و به كاميابي نميرسند.
اما افراد پيشرو و پيروز اغلب راهي براي عبور از ديوار پيدا ميكنند. گروهي با نيرو و توان خود ديوارها را خراب ميكنند. برخي با زيركي با ايجاد زيرگذري از زير ديوار عبور ميكنند و يا با انداختن طنابي به بالاي ديوار، از بالاي ديوار مي گذرند.
هميشه به ياد داشته باشيد كه :
اگر عزم ما راسخ باشد ، هميشه راهي بسوي پيروزي وجود دارد
هموار كوشش كنيد جز افراد پيروز و برنده جامعه باشيد. براي كسب پيروزي عزم راسخ و اراده پولادين نياز است. همواره كوشش كنيد در مواجه با مشكلات با نيروي فراوان از آنها بگذريد. هرگز اجازه ندهيد موانع شما را متوقف كنند. در برخورد با سختيها بايد بدانيم كه در بيشتر موارد پس از گذشتن از سختيها پاداش ارزنده اي به دست ميآوريم.
كشورهايي كه ما امروزه آنها را در گروه كشورها پيشرفته مي شناسيم با قبول سختيها و رنجهاي بسيار توسط نسلهاي گذشته خود به اين جايگاه دست يافتهاند. ما نيز اگر ميخواهيم به پيشرفت و كاميابي دست پيدا كنيم بايد خود را براي مبارزه با ناكاميها و سختيها آماده كنيم و خودمان به استقبال مبارزه با آنها بشتابيم. همواره پيروزيهاي بزرگ با كوهي از مشكلات احاطه شده و براي رسيدن به آنها راهي جز شكستن سدها و مشكلات نيست.
در اين جا داستان جالبي از سوئیچرو هوندا نقل مي كنم
زندگي و فعاليتهاي سرمايه دار معروف ژاپني، هوندا
چيرو هوندا در سال 1906 در روستايي كوچك، در ژاپن به دنيا آمد.
نام او «سوئیچرو هوندا» است. او بانی شرکت هوندا و سازنده اتومبیل ها و موتور سیکلت هایی به همین نام می باشد.
هوندا مطالعه خود را به مجله اي بنام دنياي چرخها محدود كرد. روزي هنگام ورق زدن آن مجله چشمش به يك آگهي استخدام افتاد. شركت آرتي شوكاتي توكيو، به يك شاگرد تعمير كار نياز داشت. او از آن شركت تقاضاي كار كرد، كه موافقت شد.
بيست ساله بود كه مدير به او پيشنهاد داد شعبه اي از شركت آرت شوكاتي در دهكده اش باز كند. او مجبور بود كه گاهي تمام شب را نيز كار كند.
هوندا به اين فكر افتاد كه در 30 سالگي نخستين اختراع خود را به ثبت برساند.
هوندا به اين فكر افتاد كه از رئيس خود جدا شود، تمام اندوخته خود را به خريد توكاي شويكي اختصاص داد.
در سال 1938 آقای هوندا دانشجوی فقیری بود که آرزو داشت یک حلقه پیستون طراحی کند و آن را برای تولید به شرکت تویوتا بفروشد. او هر روز به دانشگاه می رفت و شبها تا دیروقت به طراحی پیستونش می پرداخت پس انداز کمش را هم صرف خرید قطعه برای طرحش میکرد. اما باز هم به جایی نرسیده بود، سرانجام مجبور شد جواهرهای زنش را هم بفروشد، پس از سالها تلاش او پیستونی را که مطمئن بود کارخانه تویوتا خواهد خرید، طراحی کرد اما تویوتا پیستون را نخواست.
هوندا در دانشگاه با تحقیر و تمسخر دانشجویان و استادان روبرو شد که او را بخاطر ساختن چنین وسیله مضحکی دیوانه می پنداشتند. آیا هوندا ناراحت و عصبانی بود ؟ خیلی
آیا وضع مالی اش هم بد بود ؟ بله خیلی بد !
آیا از کار دست کشید ؟ به هیچ وجه
بر عکس او دو سال دیگر صرف ادامه تحقیق های خود برای ساختن حلقه پیستونی بهتر کرد. او کلید موفقیت را داشت :
1) تصمیم گرفت که چه می خواهد
2) به فعالیت پرداخت
3) مدام روش کار خود را تغییر می داد و قابلیت انعطاف داشت
نخستين رينگ و پيستونهاي او آنطور بايد و شايد با استاندارد هاي معمول آن زمان مطابقت نمي كرد و قابل عرضه نبود. سنگيني بار مسئوليت كمي هوندا را خم كرده بود. پس از گذراندن دوره نقاهت، هوندا با كوله بار مختصري از اطلاعات فني به كارخانه بازگشت تا توليد رينگ و پيستون رابا كيفيت برتر از سر بگيرد.او در اين بازي برنده شد او موسسه تحقيقات هوندا را پايه گذاري كرد.
سرانجام، پس از بیش از دو سال، طرح خود را بهبود بخشیدو این بار تویوتا آن را خرید. پس از آن آقای هوندا تصمیم گرفت کارخانه تولید حلقه پیستون را تاسیس و راه اندازی کند. اما برای ساختن کارخانه احتیاج به سیمان داشت و دولت ژاپن هم که خود را برای جنگ جهانی دوم مهیا می کرد، دچار کمبود شدید سیمان شده بود اما هوندا عزم خود را جزم کرده بود تا این کارخانه را بسازد. او با گروهی از دوستانش هفته ها شبانه روز کار کرد تا راهی برای ساختن سیمان یافت. او کارخانه اش را ساخت و سرانجام توانست حلقه های پیستونش را تولید کند.
داستان هوندا به همینجا ختم نمی شود،در طول جنگ آمریکا کارخانه را بمباران کرد و بیشتر آن را نابود ساخت و او مجبور شد کارو کسبش را به تویوتا بفروشد. وقتی جنگ پایان گرفت، وضع کشور ژاپن بسیار آشفته بود، ذخایر کشور بسیار پایین آمده بود. گازوئیل جیره بندی شده و در بعضی مناطق، نایاب شده بود « آقای هوندا » حتی برای اتومبیلش گازوئیل نداشت تا برای خانواده اش از بازار خرید کند اما او بجای ناامید شدن، سوال برای نیرومندی از خودش پرسید: چه راه دیگری برای تامین غذای خانواده ام دارم ؟ چگونه میتوانم با استفاده از چیزهای کمی که هم اکنون دارم به بازار برسم ؟
«هوندا» موتور کوچکی در اتاقش دید.ناگهان به فکرش رسید آن را بر روی دوچرخه اش سوار کند، در آن لحظه بود که اولین موتور سیکلت جهان ابداع شد . او با اختراع جدیدش به بازار میرفت و برمی گشت، در طی زمان او تصمیم گرفت کارخانه جدیدی تاسیس کند و به تولید موتور سیکلت بپردازد، اما او پولی نداشت و وضع مالی ژاپن هم بسیار آشفته بود.« هوندا » چگونه میتوانست موفق شود؟
ولی هوندا بجای اینکه بگوید هیچ راهی نیست و ناامید شود ،به ایده ای جدید رسید.او تصمیم گرفت نامه ای به صاحبان فروشگاه های دوچرخه در سراسر ژاپن بنویسد و بگوید که برای تولید وسیله نقلیه جدید و ارزان و قابل استفاده برای همگان، طرحی دارد که می تواند تمام ژاپن را به حرکت در آورد، هوندا در نامه اش خواسته بود که صاحبان فروشگاهها در طرح او سرمایه گذاری کنند. از 18 هزار صاحب فروشگاه دوچرخه که نامه هوندا را دریافت کردند ،3 هزار نفر برایش پول فرستادند و او توانست اولین سری موتور سیکلت خود را تولید کند. به طور حتم فکر می کنید این طرح با موفقیت فراوانی روبرو شد ، مگر نه ؟ خیر این طور نیست.
هوندا با شكوفائي مجدد حرفه اش در سال 1948 ، يك كارگاه موتور سيكلت داير كرد.
موتور سیکلت اولیه بیش از حد بزرگ و سنگین بود و تعداد محدودی آن را خریدند ، بنابراین هوندا با دیدن عیب موتور سیکلت ،بجای اینکه ناامید شود تغیير رویه داد. او تصمیم گرفت موتور سیکلت را سبکتر و کوچکتر کند « هوندا نام محصول کوچک شده را بچه خرس گذاشت . موتور سیکلت جدید بلافاصله در سراسر کشور مورد استقبال قرار گرفت و جایزه امپراتوری را برای هوندا به ارمغان آورد، همه با حسرت به او نگاه میکردند و به شانس او در رسیدن به چنین طرحی غبطه می خوردند.
آیا هوندا با خوش شانسی به اینجا رسیده بود ؟ یا خیر . او با کار سخت و آگاهی صحیح به موفقیت دست یافت و امروزه شرکت هوندا از موفقترین شرکتهای دنیاست. چون آقای هوندا هرگز تسلیم و ناامید نشد،
او مطمئن بود که اگر انسان عزم خود را جزم کند،همیشه راهی برای پیروز شدن وجود خواهد داشت.
چند سال بعد توليدات شركت هوندا همه جا پيچيد و مدلهاي گوناگون آن به بازار هاي جهان عرضه شد. شركت هوندا در سال 1962 به طور رسمي اعلام كرد كه به جرگه توليد كنندگان اتومبيل پيوسته است. زندگي هوندا را با دستور العمل هايي كه براي كسب موفقيت در پنج عبارت زير خلاصه كرده به پايان مي رسانيم.
1- همواره بلند نظر و با نشاط باشيد.
2- به نظرهاي معقول اهميت دهيد، به انديشه هاي تازه توجه داشته باشيد و اوقات خود را صرف بهبود توليد كنيد.
3- كارتان را دوست داشته باشيد و بكوشيد تا آنجا كه ممكن است كار را براي خود دلپذير كنيد.
4- بي وقفه تلاش كنيد تا آهنگي موزون و آرام به كار خود بدهيد.
5- ارزش تحقيق و تلاش را در نظر داشته باشيد.
مبارزه با سختيها , كسب پيروزي
ادامه مطلب
آمادگی پذیرش دموکراسی پیش نیاز دموکراسی
1389/12/3به عقیده من به وقوع پیوستن دموکراسی نیازمند پذیرش پیش شرطهایی می باشد و تا زمانی که پیش شرطها تحقق نیابد، رسیدن به دموکراسی بی معنا خواهد بود.
دموکراسی به سه موضوع اشاره دارد:
1- برابری افراد جامعه و برخورداری یکسان از فرصتها برای همه
2- فراهم بودن شرایط زندگی مادی و معنوی و داشتن آزادی فکر و آزادی نشر افکار
3- اداره کشور بر اساس خواست اکثریت
در آغاز ما باید بپذیریم که قوانین باید بر اساس نظر اکثریت باشد. پس اگر نظر اکثر مطابق نظر ما نبود نباید به تقابل آن بپردازیم، زیر این بر خلاف اصول دموکراسی می باشد
همچنین به تمام نظرات احترام بگذاریم. ما نباید گروهی را که صرفا نظر خاصی دارند و آسیب و ضرری به ما نمی رسانند محکوم نماییم.
ما باید به درک متقابل برسیم. قطعا با توسل به خشونت دموکراسی پدید نمی آید. ما باید در گام نخست خود و جامعه خود را آماده پذیرش دموکراسی نماییم. زمانی که مردم یک جامعه بر اساس اصول انسانی و عقلی حرکت کند ، خود به خود درخت دموکراسی جوانه می زند و رشد می کند و به بار می نشیند.
به نظر من بهتر است قبل از هر گونه ایجاد درگیری و اغتشاش به نتایج آن بیاندیشیم.
- آیا اعمال ما دموکراسی به وجود می آورد؟
- آیا سایر کشورها با این اعمال به دموکراسی رسیده اند؟
- نتیجه درگیریها در ایران و سایر کشورها چه بوده؟ آیا فرقی در حال ایشان پدید آمده؟
زمانیکه در درون فکر ما انقلابی روی دهد و افراد به باورهای انسانی و دموکراتیک اعتقاد پیدا کنند ، بخش بزرگی از مشکلات نیز حل خواهند شد. اکثرا انقلابها خوشبختی برای مردم به بار نمی آورند
اگر خواهان آزادی، خوشبختی، پیشرفت اقتصادی و اجتماعی هستید ، فکر و روش زندگی خود را منقلب کنید نه خیابان را
دموکراسی , پیش نیاز
ادامه مطلب
من ميخواهم يك آريايي شريف باشم
1389/11/5تحقیقات جالب انگلیسیها در مورد روانشناسی ما ایرانیها
به نقل از کتاب همه آدمهای شاه نوشته استیون کینزر
انگلستان در سال 1329 گروه تحقیقاتی را تشکیل می دهد تاعلت وزمینه های بحران در ایران را پیدا کند.
از جمله پژوهش در مورد روانشناسی ایرانیان بوده، که یک دیپلمات انگلیسی بعد ازتحقیق اینگونه ایرانیان را توصیف می کند : گرچه از قدمت این پژوهش خیلی سال هست که میگذرد وهمچنین به درستی یافته های ان هم میتوان به راحتی شک کرد،چرا که بخشی زیادی از مردم ایران اینگونه نیستند،،اما براحتی میتوان باز هم این عوامل را در نظام شخصیتی برخی از ایرانیانی که در چرخه ی سیاست و یا اقتصاد و یا فرهنگ حکومتی فعال هستند پیدا کرد
· ریا کاری بدون دستپاچگی، اعتقاد به قضا و قدر …
· ایرانی دروغگویی ماهر است اما انتظار ندارد که گفته هایش را باور کنند.
· ایرانیان عادی تو خالی و بی اخلاق وهمیشه مشتاق قول دادن در قبال کارهایی اند که قادر به انجام دادنش نیستند ویا اصلاً قصد انجام دادنش را ندارند.
· اهل طفره رفتن، فاقد انرژی و استقامت، اما تابع قدرت و انضباطند. بالاتر از همه، از توطئه و تبانی لذت می برند و هر زمان که منافعشان حکم کند، به آسانی از اعمال غیر اخلاقی تبعیت می کنند.
· ایرانیها در زمینه های فنی به راحتی معلوماتی سطحی کسب می کنند و خود را متقاعد میسازند که به معلوماتی عمیق دست یافته اند.
حال این ویژگیها را با انچه هرودوت یونانی بزرگترین تاریخ نگار جهان باستان که او را پدر تاریخ نیز دانسته انداز ایرانیان باستان در کتاب خود اورده مقایسه کنید:
· ایرانیان دروغ را بزرگترین گناه میدانند، و وامداری را ننگ میشمارند، و میگویند وامداری از اینرو بد و ناپسند است که کسیکه بدهکار باشد مجبور میشود که دروغ بگوید؛ از اینرو همواره از ننگِ بدهکار شدن میپرهیزند.
· هرودوت مینویسد که ایرانیان معبد نمیسازند، برای خدا پیکره و مجسمه نمیسازند. آنها خدای آسمان را عبادت میکنند و میترا و اَناهیتا و همچنین زمین و آب و آتش را میستایند.
· ایرانیان بههمسایگان احترام بسیار میگذارند، هرچه همسایه نزدیکتر باشد بیشتر مورد توجه است و همسایگان دور و دورتر در مراتب پائینتری از احترام متقابل قرار دارند.
· ایرانیان هیچگاه در حضور دیگران آب دهان نمیاندارند و این کار را بیادبی بهدیگران تلقی میکنند؛ آنها هیچگاه در حضور دیگران پیشاب نمیکنند و این عمل نزد آنها از منهیات مؤکد است.آنها هیچگاه در آبِ رودخانه پیشاب نمیکنند و جسم ناپاک در آب جاری نمیاندازند؛ و اینها را از آنرو که سبب آلوده شدن آب جاری میشود گناه میشمارند
· در میگساری تعادل را مراعات میکنند و هیچگاه چنان زیادهروی نمیکنند که مجبور شوند استفراغ کنند یا عقلشان را از دست بدهند.
واقعا دلیل این همه تفاوت واختلاف رفتاری ما ایرانیان از گذشته تا کنون در چیست و ایا همین رفتارها و عادتهای زشت ما سبب عقب ماندگی کشورمان نشده است
تحقیقات انگلیسی ها در مورد ایرانی ها زمانی جوابی غیر از این خواهد داد که هر یک از ما تصمیم بگیریم در مقابل این عادات زشت ریشه دار تاریخی مان مقاومت کنیم و هزینه اش را بپردازیم .ایا میتوانیم با این عادت های زشت مبارزه کنیم؟...وهمانی باشیم که فرهنگ و هنر و اسطوره ی تاریخی به ما داده است؟
پس براي رسيدن به سرزميني پيشرفته و با فرهنگ بايد رفتار خود را تغيير دهيم
در پايان من يك سوگند نامه نوشتم و سرسختانه ميخواهم به آن پايبند باشم:
من سوگند ياد ميكنم كه به عنوان يك آريايي شريف :
- هرگز دروغ نگويم
- هرگز به هيچ قيمتي به ميهنم، محل خدمتم و خانوادهام خيانت نكنم
- تا جان در بدن دارم در راه رشد خودم و ميهنم بكوشم
- در برابر سختيها ايستادگي كنم و از آنها عبور كنم
- همواره كردار نيك را سرلوحه رفتار خود قرار دهم
- در كسب و گسترش دانش و آگاهي كوشا بداشم و آن را وظيفه خودم بدانم
- هرگز در مقابل قدرت سر تسليم فرود نياورم
باشد كه روزي ايرانيان را با اين ويژگيهاي پسنديده بشناسند
پيروز و آريايي باشيد
آريايي شريف
ادامه مطلب
طرح موضوع دشمن كيست و چه كنيم
1389/8/12پيشرفت , دشمن , دشمن شناسي
ادامه مطلب
پس از اينكه كشوري در زمينههاي علمي، فرهنگي و اقتصادي به پيشرفت دست پيدا نمود به سطح مناسبي از رفاه و نشاط اجتماعي خواهد رسيد و مردم از زندگي در چنين محيطي احساس شادي خواهند نمود.
اما عزت و غرور ملي و استقلال كامل ميسر نميشود مگر با سيستم امنيتي و نظامي قوي. در نهايت هر كشوري براي سرفرازي و استقلال نيازمند برخورداري از ارتش و سيستم امنيتي و اطلاعاتي قدرتمند ميباشد.
در حال حاضر اكثر كشورهاي صنعتي و پيشرفته از سيستم نظامي پيشرفته و قدرتمندي برخوردار هستند و به هيچ بيگانه اي اجازه تعرض به كشور خود را نميدهند. در حقيقت يك كشور هر قدر هم كه در عرصه اقتصاد و علم پيشرفته باشد نميتواند بدون يك ارتش منظم و مقدر به جايگاه بالايي در جهان برسد . نمونه بارز آن كشور كويت ميباشد كه در سايت ۱۹۹۰ مورد تجاوز ارتش بعث قرار گرفت. هر چند كه كويت كشوري است كه به قدرت اقتصادي مشهور است ولي در مقابل حمله ارتش بعث به سرعت سقوط نمود و اگر آمريكا به حمايت از آن بر نمي خواست (به علت غارت هر چه بيشتر نفت و نفوذ بيشتر در منطقه) امروز كويتي وجود نداشت و جزيي از خاك عراق بود. از اين گذشته امروزه كويت همواره به كمك كشورهاي سلطه طلب نيازمند است و نميتواند به كشوري مستقل و مقتدر تبديل شود.
مورد ديگر هم فلسطين اشغالي ميباشد كه به علت ناتواني در مقابل ارتش رژيم صهيونيستي به اشغال آنها درآمد و امروز مجبورند زير شديدترين و بيرحمانه ترين حملات و تجاوزات رژيم صهيونيستي زندگي كنند.
همه اين موارد به علاوه نمونه هاي ديگر در طي تاريخ به ما نشان مي دهد ما براي رشد و كسب اقتدار نيازمند سيستم نظامي و امنيتي مقتدر هستيم. همچنين انسان ها بدون سيستم هاي دفاعي و امنيتي حقيقتا بي پناه و ضعيف مي باشند.
امروزه بخشي از اقتدار و قدرت ايران در جهان مديون قدرت نظامي ايران است كه به واسطه آن بيگانگان جرات حمله نظامي ايران را ندارند. آنها ميدانند كه هر گونه اشتباه و عمل بيخردانهاي آنها به چه نتايج مخربي عليه ايشان منجر ميشود. به طور كلي آمريكا پس از جنگ جهاني دوم تنها به كشورهاي بيدفاع و ضعيف حمله نموده و در مقابل كشورهاي قدرتمندي مانند اتحاد جماهير شوروي و ايران تنها به تبليغات منفي و گزافه گويي پرداحته است. زيرا توان جنگ با اين كشورها را ندارد.
بنابراين واضح و آشكار است كه ما بايد همچنان با افزايش قدرت نظامي و امنيتي خود هر چه بيشتر به پيشرفت ايران كمك نماييم.
قدرت نظامي ما نه براي حمله و تجاوز، بلكه تنها براي دفاع قوي و كوبنده خواهد بود.
موفق و پيروز باشيد
ادامه مطلب
با سلام به دوستان عزيز
مدتي بود كه مطلبي ارسال نكردم ولي حالا كه يكم وقت دارم گفتم بد نيست يكم بنويسم . يكم درباره اقتصاد بنويسم و بگم اقتصاد هر كشور از مردم ريشه مي گيره .
يعني مردم هستند كه در نهايت مي توانند اقتصاد را بسازند و يا آن را تخريب كنند . متاسفانه مردم عادي كمتر تلاش مي كنند از دانش اقتصاد آگاهي كسب كنند . به همين علت يا نمي دانند چگونه پول بدست بياورند و يا چگونه پس انداز كنند و برخي نيز نمي دانند با پول پس انداز شده چه كنند تا هم سرمايه خود را افزايش دهند و هم به كشور سود برسانند .
واقعيت اين است كه براي موفقيت اقتصادي بايد مطالعات اقتصادي داشت باشيم . بسياري از ما سالهاي درسهاي مدرسه را خوانده ايم كه به اصطلاح شغلي آبرومند بدست آوريم اما متاسفانه تاكنون حتي يك ساعت هم مطالعه اقتصادي نداشته ايم و از بازار ، سرمايه ، سرمايه گذاري و كسب سود و زيان نا آگاه هستيم .
ما با مطالعه كتابهاي اقتصادي و كتابهايي كه به زبان ساده راه و رسم موفقيت مالي را نشان مي دهند مي توانيم راه و روش كسب استقلال مالي را بياموزيم . من شخصا مطالعه اين كتابها را پيشنهاد مي كنم و توصيه مي كنم اين كنتابها را تهيه نماييد .
به هر حال ما بايد بدانيم چگونه می توانیم توليد ثروت كنيم . يعني با توليد كالا از مواد اوليه و صادر نمودن آن ارز به كشور وارد كنيم . البته كسب ثروتي ارزشمند است كه از راههاي سالم و درست حاصل گردد . انساني كه ثروت مند باشد ، براي كشور و هموطنان و اطرافيانش سودمند تر خواهد تا انسان فقير . فقر يك بلا است . هر كس كه گرفتار فقر است بايد تلاش كند خود را از دام اين بلا آزاد كند و به جمع افراد ثروتمند و برخوردار بپيوندد .
براي پيشرفت و موفقيت كشور خود تلاش كنيد ثروتمند گرديد .
چگونه ثروتمند شويم ؟
ساده است . براي هر كاري بايد اول راه آن را بياموزيد . راه ثروتمند شدن نير نسبتا آسان است . كتابهاي مربوط به ان را بخوانيد و به تمام وجود بخواهيد كه ثروتمند شويد .
براي رسيدن به ثروت قدري شجاعت و تلاش لازم است . پس خود را به آنها مجهز كنيد .
تا بعد موفق باشيد
ادامه مطلب
علم كاربردي و كاربرد علم و جستجوي گنج
1388/3/17امروزه در كشور ما افراد زيادي وارد دانشگاه مي شوند . اما پس از پايان تحصيلات و ورود به بازار كار با مشكل عدم موفقيت در يافتن يك شغل مناسب مواجه مي شوند . از طرف ديگر بسياري از افراد در شاخه تحصيلي خود به كار مشغول نمي شوند و وارد شاخه هاي ديگر مي شوند و گويي در طي دوران تحصيل چيزي نياموخته اند .
متاسفانه در حال حاضر بسياري از دانشجويان دانش و علوم را بسيار سطحي و آن هم كاملا تئوري ياد مي گيرند و در زمان مواجهه به كار عمل دچار ضعف مي شوند . ما در به كارگيري علوم دچار ضعف هستيم . هر چند تعدادي از دانشگاههاي سطح بالا از اين وضعيت به دور هستند ، اما اين مشكل عمده جامعه ماست .
به نظر من علت اينكه افراد علوم و دانش مورد نياز دارد دانشگاهها به خوبي فرا نمي گيرند ، نداشتن انگيزه كافي براي فراگيري دانش است . از طرف ديگر سيستم اموزش ما هم دچار اشكال است .
به نظر من علمي مفيد و با ارزش است به كار و عمل تبديل شود و اگر نه اگر از 4 سال تحصيل در دانشگاه تنها تكه كاغذي مبني بر فارغ التحصيلي در يك رشته براي ما بماند ، نه ارزشي براي فرد دارد و نه براي جامعه .
بايد وارد آن شاخه از علوم و فنون شويد كه واقعا عاشق آن رشته هستيد و نه رشته اي كه پدرو مادر و خاله و عمو و ... به شما پيشنهاد مي كنند .
افراد كه به پيشرفت كشورشان علاقه مند هستند بايد بدانند كه بايد با شور و علاقه به آموختن علوم كاربردي بپردازند .
يعني تفكر آنها در زمان آموختن اين باشد كه اين علوم را در بهترين سطح بياموزند و بتوانند از آن براي پيشبرد اهداف جامعه استفاده كنند .
به عقيده من دانشگاه تنها منبع كسب علم نيست . به نظر من اگر فرد در دانشگاههاي اين كشور درس نخواند ضرر نكرده . بلكه بايد كار را در خود كار و با كسب تجربه آموخت . البته طي كردن دروس دانشگاهي در دانشگاههاي خوب كشور بسيار با ارزش است . اما رفتن به دانشگاه تنها راه كسب علم نيست . مهم هدف ماست . اگر هدف ما حقيقتا كسب علم و دانش باشد حتي بدون رفتن به دانشگاه مي توانيم با مطالعه كتب گوناگون مرتبط با آن رشته و افزايش تجربيات خود در آن رشته مي توانيم موفق باشيم .
همانطور كه گفتم مهم انگيزه ، هدف و پشتكار ماست كه موجب موفقيت مي گردد و نه صرفا رفتن به دانشگاه .
حقيقا گرانبها ترين گنج دانش است . اگر جوينده دانش باشيد جوينده گنج هستيد و زماني كه دانش و علوم را آموختيد گنج خود را يافته ايد . پس اگر به يافتن گنج علاقه منديد به دنبال يافتن آن باشيد . گنج شما دانش شماست و آن را در هر جايي مي توان يافت .
يافتن گنج فقط صبر و پشتكار مي خواهد .
علم , كاربردي , كاربرد , علم , جستجوي , گنج
ادامه مطلب
شجاعت و ايستادگي بر روي اعتقادات
1388/3/15بسياري از افراد زماني كه در يك جمع حضور دارند تلاش مي كنند خود را هم رنگ جماعت كنند . ممكن است با موارد بحث جمع موافق نباشند ، اما ار آنجا كه نگران هستند با آشكار شدن نظرات واقعي خود مورد تمسخر يا طرد گروه قرار بگيرند از بيان نظرات خود مي پرهيزند .
در حقيقت ايشان خودشان را سانسور مي كنند تا بتوانند از تنشهاي احتمالي دوري كنند . اما به نظر من اين نكته به ضعف و كم اعتبار شدن ما مي انجامد . اين امر كه حاصل ترس دروني انسان است ، جز با داشتن شجاعت در ابراز عقايد بر طرف نخواهد شد .
بسياري طبق اين جمله معروف "خواهي نشوي رسوا ، همرنگ جماعت شو" عمل مي كنند و نظرات گاها اشتباه ديگران را مي پذيرند (در ظاهر) و نظرات صحيح خود را بيان نمي كنند . در حالي كه به نظر من اگر ما ميان افرادي هستيم كه نظرات آنها با واقعيت سنخيت ندارد بهتر است با بيان نظرات خود (هر چند كه مخالف نظر سايرين باشد) زمينه آشنايي افراد را با حقيقت موضوع فراهم كنيم . از طرف ديگر ممكن است كه اين ما باشيم كه اشتباه مي كنيم . به اين ترتيب با بيان نظرات اشتباه خود و شنيدن سخنان صحيح ديگران مي توانيم به راه درست رهنمون شويم .
در هر صورت نكته مهم داشتن شجاعت در ابراز عقايد و پذيرش نظر ديگران در صورت درست بودن سخن ايشان است . البته اگر شما در جمعي هستيد كه به نظر شما اشتباه مي كنند و پس از چند بار ارائه نظرات خود در ان جمع مورد تمسخر يا مورد مقابله جمع قرار گرفتيد ، نيازي به ادامه بحث نيست . به قول يكي از اساتيد "خواهي نشوي همرنگ ، رسواي جماعت شو" . شما فقط نظر خود را بيان خواهيد كرد و خود را وارد
يك بحث فرسايشي نكنيد . چرا كه هيچ كس حق ندارد نظرات خود را به ديگران ديكته كند . چرا كه درست بودن و اشتباه بودن يك امر نسبي است و درست و غلط تا حدودي بر اساس تفكرات هر فرد معنا مي شود .
از طرف ديگر انسان نبايد به خاطر ترس از اينكه در يك جمع به داشتن افكار خاصي محكوم شود دروغ بگويد . دروغ ريشه بسيار از مشكلات است . دروغ انسان را ضعيف مي كند و گفتن حقيقت موجب تقويت انسان مي شود . يك آريايي خواهان پيشرفت كه مي خواهد كشور خود را به آباداني و عظمت برساند بايد هميشه حقيقت را به زبان بياورد . دروغ و دروغگويي در يك آريايي آزاد و هوشمند هيچ جايي ندارد .
هميشه حقايق را با شجاعت به زبان بياوريد . كساني كه بر روي عقايد خود ايستادگي مي كنند ولو تا پاي جان هميشه از احترام و جايگاه بالاتري نسبت به افراد بي ريشه و موافق جهت جريان ، برخوردار هستند .
اگر خود را در جمع افراد ناداني ديديد با افتخار خود را مورد تمسخر افراد نادان قرار دهيد . عالمي را ديدند كه بسيار ناراحت بود . علت را پرسيدند پاسخ داد : امروز فرد ناداني از من تعريف مي كرد و از اعمال من تمجيد مي كرد .
بنابراين بدانيد گفتن شجاعانه حقيقت و ابراز نظرات جز ويژگيهاي افراد بلند مرتبه و بزرگ است و اگر چنين ويژگي دارد بداند شما را به بزرگي خواهد رساند و اگر نداريد در راه به دست آوردن آن تلاش كنيد . تمرين آن هم ساده است . فقط كافي است وقتي در جمعي عده اي با نظر شما موافق نيستند ، نظرات خود را بيان كنيد و همينطور تلاش كنيد همواره حقيقت را به زبان بياوريد .
شجاعت , ايستادگي , روي , اعتقادات
ادامه مطلب

